غلامرضا معصومى
17
سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )
شده خرابى عمده به شهر وارد آمده است . » « 1 » ابن خلدون ميگويد : « . . . و در شمال هرمز شهر سيراف نجيرم در ساحل اين درياست » « 2 » و . . . « . . . و اين گل در دولت عباسى به « طين ختم » ( گل مهر ) معروف بود و آن را از سيراف ميآوردند و چنين به نظر ميرسد كه مخصوص به مهر كردن بوده است . . . » « 2 » . ناگفته نماند شايد اين گل مخصوص كه به كار مهر كردن زير مكتوبها ميآمده نيز يكى از اقلام صادراتى شهر سيراف بوده است . پس از انقراض دولت آل بويه رفتهرفته شهر سيراف رو به خرابى رفت و ابن البلخى از اين خرابى و علل آن سخن گفته است : « سيراف در قديم شهرى بزرگ بوده است و آبادان و پرنعمت و لنگرگاه كشتيها و به عهد خلفاء گذشته رضوان اللّه عليهم در وجه خزانه بودى بسبب آنكه عطر و طيب از كافور و عود و سندل و مانند آن دخل آن بودى و مالى بسيار از آنجا برخاستى و تا آخر روزگار ديلم برين جملت بود بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيره قيس و ديگر جزاير بدست گرفتند و آن دخل كه سيراف را ميبود بريده گشت و بدست ايشان افتاد » « 4 » . بنا به گفته ابن البلخى : « مجموع عوائد دولتى فارس و كرمان و عمان از بابت عايدات گمركى در زمان خليفه المقتدر ساليانه به دو ميليون و سيصد و سى و يك هزار و هشتصد و هشتاد دينار زر سرخ بالغ ميشده است و از اين مقدار فارس و مضافات آن باستثناء سيراف يك ميليون و ششصد و سى و چهار هزار و پانصد دينار مىپرداخته و سيراف بانضمام عوايد عشريه كه از كشتيها ميگرفته
--> ( 1 ) - كتاب احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم تأليف مقدسى چاپ ليدن سال 1906 ميلادى صفحه 472 . ( 2 ) مقدمه ابن خلدون تأليف عبد الرحمن بن خلدون ترجمه محمد پروين گنابادى جلد اول از سرى كتابهاى ايرانشناسى انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب شماره 7 سال 1336 صفحه 118 و 526 سطر 13 و 4 . ( 4 ) - فارسنامه ابن البلخى تصحيح بهروزى چاپ شيراز 1343 شمسى صفحه 179 .